السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث
637
تعليقات نقض ( فارسى )
كه از شهر پراكنده شده بودند دوباره به شهر باز گردانيد . ميتوان گفت : دليل خوشرفتارى منوچهر با ارمنيان وجود مادر مسيحىاش ( دختر آشور ) بوده است و بقولي خود نيز زنى از خاندان با گراتونى داشته است « 1 » . منوچهر بيشتر از سى سال حكومت كرد و در زمان حكومت او به حكم خرد وى مسيحيان و مسلمانان هر دو دسته آسوده بودند . منوچهر مسجد باشكوهى براى مسلمانان آنى بنا نهاد عبارت « الامير الأجلّ شجاع الدولة أبو شجاع منوچهر بن شاور » بخطّ كوفى زيبا در بقاياى آن به چشم مىخورد . منوچهر در زمان اوج قدرت سلاجقه خود را مجبور باطاعت از سلاجقه و تركان ميديد و بدين وسيله توانست حكومت آنى را براى خود نگهدارد ولى پس از مرگ ملكشاه و اختلافات جانشينان وى ، ايلات و وجود متعدّد ترك كه در نقاط مختلف كشور پراكنده بوده بآزار و اذيّت مردم مىپرداختند منوچهر را مجبور بدفاع از خود كرد چندين جنگ با تركان كرد و از تهاجم آنها بارمنستان جلوگيرى نمود ( تا آخر كلام او ) » . نگارنده گويد : قصّهء فتح الب ارسلان قلعهء آنى را مورّخان بتفصيل ياد كردهاند و مرحوم اقبال آشتيانى در تاريخ عمومى و ايران بعبارت ذيل به آن اشاره مىكند ( ص 324 ) : « پس از فتح گرجستان و ابخاز الب ارسلان امارت تفليس را بأمير كرد نژاد گنجه يعنى امير فضلون واگذاشت و از راه قارص بفتح قلعهء آنى ( در مغرب ايروان بر سر راه اخلاط در ارمنستان ) رفت و پس از مدّتى محاصره آنجا را از تصرّف عيسويان بيرون آورد و بر اثر اين فتوحات نام الب ارسلان در جميع بلاد اسلامى پيچيد و خليفه امر داد تا علنا بر منابر بدعا و ثناى سلطان سلجوقى قيام نمايند » . و نظر به آنكه تطبيق كلام مصنّف ( ره ) با اين خاندان يعنى منوچهريان مذكور در اين مورد روشن نيست زيرا علاوه بر وجوه تخالفى كه به نظر ميرسد هيچگونه دليلى و قرينهاى بر تشيّع افراد اين خاندان به چشم نميخورد تا اصرارى در اين تطبيق به عمل
--> ( 1 ) - شهرياران گمنام ، ص 317 ، نقل از كتاب وارتان .